مير تقي الدين كاشاني

693

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

به ملك نظم مطيع كلام كاتبىام * كه هر قصيدهء او فى المثل چو گنج زر است به عذر پيروى كاتبى كنم تضمين * ز شعر حيرتى اين يك سخن كه خوبتر است مرا چه حد كه به پيشينيان قدر باشم * كه هركه پيشتر آمد به قدر ، بيشتر است ايا محمد مهدى به راه دين ما را * رفيق شو كه ره سهمناك پرخطر است هميشه تا كه به تأييد لطف ربّانى * ز نجم ثاقب ديو رجيم را ضرر است به زير تيغ تو بادا مدام كسر عدد * كه بر سرش ز پى فتح تيغ تو زبر است الهى از كرمت نعمتىِ كاشى را * ره بهشت نما ، گرچه درخور سقر است ز شرّ نفس اگر من نكرده‌ام عذرى * مرا به خير بشر بخش ، كآدمى به شر « 1 » ست [ 9 . ] مولانا نگاهى اصل وى از قريهء آران است من اعمال كاشان . در سلك مردم آنجا انتظام داشت و در فن نظم و صنعت شطرنج ، نظير و همال نداشت و چون به طور و خوى « 2 » مردم و سكنهء آنجا برآمده بود در ظاهر به طرز ايشان سلوك مىنمود و به واسطهء آنكه راه به فساد و بطلان اعتقادات ايشان برده در خفيه از عقايد باطلهء آن جماعت تبرّا و استنكاف مىفرمود « 3 » و همواره

--> ( 1 ) . اصل : بشر . ( 2 ) . خوى سكنه . ( 3 ) . معروف بوده كه قريهء آران در آن دوره به محمود پسيخانى گرايش و اعتقاد پيدا كرده بودند و چون عقايد طرفداران اين فرقه ، باطل محسوب مىشده ، مولانا نگاهى نيز در خفيه تبرّا جسته است .